دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 10 guests and no members online

پدرم دهقان مُرد

پدرم دهقان مُرد
وقتی از گرسنگی
نبودش را روی کشتزار هایش پرسه می زدم
چه می دانم
شاید خدایان سرگرم بازی بودند
وقتی سرنوشت بر من چیره شد

من زردم
با امیدی سبزتر از پیکر جو بته های نورس
و با همه درماندگی
با فقری هم نشینم
که اسطورهء پیروز بر سخاوت خداست

چه می دانم
شاید روزی فقر شوم
و پیروز بر سخاوت پیشه یی

 

یکم فیبروری ۲۰۱۲

امستردام

گاه: ۲:۵۳ شب

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش