دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 6 guests and no members online

من و یک گوشه تنهایی

من و یک گوشه تنهایی

گهی با مصرعی ای از دفتر حافظ
گهی با واژه ای از دفتر خیام
گهی با سرگم ساز سرآهنگی
                      که هر تارش به پود بیدلی بسته است
و گاهی با نوای دلکش ظاهر
که در هر پرده اش یک نینواز آواز و یک عالم رهی دارد
میان چنبر دیوار های خانه در بندیم

بلی تنگ است دلم
بسیار هم تنگ است ز تنهایی
تو میدانی
روانم نرم نرمک این چنین با ساز خاموشی نوا ای داشت
میان چنبر دیوار های  خانه ام
با کنج تنهایی

فراسویت همه غوغا
همه انسان پر از انسان
ولی آهنگ شان خواب آور است
انسان شان شام آور است، شب رو
و خون شب چنان اندر رگان این فرو انسانیان جاریست
که پیغام سحر مرگ است ایشان را

فراسویت همه انسان پر از انسان
ولی انسان اینسانی
تو با انسان اینسانی نمی سازی
نمی  خواهی
و میدانم که این دلتنگی از تنهاست
نه تنهایی

راونم را بدینسان نرم نرمک در میان چنر دیوار های خانه می پیچید
نوای کنج تنهایی

15 – 06 – 2009
گاه: 23:16
آمستردام

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش