دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 5 guests and no members online

زنخدانش مکیدم تا به پستان

به وصلش چون رسیدم تشنه بودم
زنخدانش مکیدم تا به پستان

میان کورهء داغ نفس هام
بناگوشش به آتش بر کشیدم

و با دستان زهرآلود لذت
کشیدم در برش از تنگ تر تنگ

گنه را خوابگاه شد پیکر او
ز داغ بوسه هایم در دل شب
و من هم در تن او غرق بودم

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش