دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 4 guests and no members online

روح بزرگ خواهر من

روح بزرگ خواهر من وقت پخت و پز
سر می زند ز روزنه با دود و بوی نان
پر می کشد به عزم گرفتن به آسمان
پای خدای زوروران نرینه را 

روح بزرگ خواهر من درد خویش را
گل میخ می کند
در گوش کردگار
تا آه او چریده به گوش خدا رسد

وانگه نوای خواهر من با حکایتی
تخم نمک به چاک جگرگاه پاک او
کارد بیان کنان:

که ای بی خبر ز من
دانی که وقتی می شکند زیر دست من
تغارهء خمیر
روح و تن مرا
خوف شکستن است؟

 

المیره:  ۱۰ - ۱۰ - ۲۰۱۰ - گاه:‌ ۱۵:۰۰

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش