دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 4 guests and no members online

خدای داستان من جوالی است

زبانم ساده می آید به گوشت
مَحلی می نماید کَرد و کارم
مگر اندیشه هایم را نگه کن
که در عمق اصالت خانه دارند

زبانم حرفت پاک توده دارد
لبانم نای آه بی نوایان

بلی من هرچه می گویم ز نان است
و آب سرد و راه بستهء کوه
ز بیل و یوغ و سپار است و ماله
ز آهنگین نوای سنگ در کوه
به گاه گفت و گو با چوب چوپان

من از هَه گفتن یک سنگ خُرد کن
من از آهنگ سنگردی و قرسک
به وقت هیزم آوردن ز کوه ها
من  از گندم درو، پالیز کاری
من از خرمن شکستن، آرد کردن
من از قُلبه من از شدیار کردن
من از چمبوس۱ پای پاده بانی
و خار در دل پایش خلیده
من از زحمتکشان آهنگ دارم
خدای داستان من جوالی۲ است

زبانم ساده گر آید به گوشت
و کردارم مَحلی ار نماید
بیا در چین تقدیرم نگه کن
گر از پیچده گی ها مشق خواهی


۱. چمبوس= نوعی پاپوشی که از پوست حیوانات ساخته شده و مورد استفاده چوپان ها قرار میگیرد
۲. مزدور کاریکه جوال ببرد 

المیره - خانهء‌ اَکَم ۲۵ - نومبر ۲۰۱۰ 

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش