دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 4 guests and no members online

مرگ من می آید

مرگ من می آید

و من از آمدنش بی باکم

مرگ  اگرچه مرگ است

فصل سرما تموز، دوش، فردا، امروز

چه تفاوت دارد؟

 

چه کنم؟

عاشق مرگ خزانی است دلم

که بمیرم به خزان

و برایم زتنم همچون باد

تند

بی باک

دوان

و بشویم تن رنجور درختان از برگ

برهانم تن افسردهء برگ از شاخه

و خود از خویشتنم
 

مرگ من می آید 

 

۲۸ دسمبر ۲۰۱۰ 
در ریل در راه ایندهافن:‌گاه - ۱۲:۱۸ روز 

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش