دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 2 guests and no members online

کاش گنگی بودم

کاش گنگی بودم

و زبانم همه از سنگ روانم یخ بود

تا دیگر منطق پرواز نمی آزارید

پر و بالم

اگر از حد زبان

پای بیرون می کرد

 کشتهء بال گشایست دلم

تا افق های سکوت

 دوست دارم که از این شهر و از این شور، روم

ناکجایی که در آن 

دست چنگیز بیان

حنجر کودک خاموشی را

نفشرده است هنوز

کاش گنگی بودم

 

۵ اپریل ۲۰۱۱ آمستردام

گاه: ۲۳:۲۰

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش