دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 5 guests and no members online

کاش من نان توانم بودن

 



این  سروده گونه را به این ماه چهره و هزاران کودک گرسنه و بی دست و پای کشورم اهدا می کنم.

جای مستی نگهت میل به ماتم دارد
جای گل ریز لبتvقافله بستن دارد  

کاکل ات پر گل و ریش
چهره ات زار و زبون
جای آنکه بخلد بر دل عشاق و جنون افزاید
ناوکت میل شکستن دارد

ای تو زیبا صنم کشور من
ای تو امید من و باور من
بی تو از عشق خبر نیست مرا
با تو از درد حذر نیست مرا 

ای تو زیبا صنم کشور من
باد می گردم و باران و بهار
چهره ات شسته و گل می کارم
بر خم کاکل گل آلودت
صد هزاران دل پر شوق و جنون می آرم

ای تو امید  من و باور من
کاش من مهر توانم بودن
تا نوازش گر آن چهره ی نازت گردم 

کاش من آب توانم بودن، به لبان خشکت
کاش من نان توانم بودن
جای گل در دستت 

کاش ای کاش نبودی، یزدان
نه رهی 
راه روی
نیک و بدی
دفتری، تفرقه ای
تا تو بی رنج زمان

کودکی می بودی

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش