دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 5 guests and no members online

خدای پنهان

مدتی در جستجوی کردگار

از دیاری  بر دیار

شهر بر شهر، خانه خانه، ده به ده گشتم 

ولی  پیدا نشد

 

مدت دیگر ز پشت کردگار

آسمان بر آسمان

کهکشان، اختر به اختر، ماه و مهرش در به در گشتم

ولی پیدا نشد

 

خسته از این جستجو

فرصت ایکه دیدگانم چهره ی خورشید را بر مردمانش 

پرده می خواهیست بست

چشم چشمم ناگهان

بر فراز قله ی کوه گریبانم فتاد

 

سر به صد رنج و به صد تکفیر و آه

ناگزیر از پای چشمم رهسپار دامن و کوه گریبانم بشد

 

جستجوی کردگارم را کنون

در فراز قله های خویشتن

در دیار اختران 

در دیار کهکشان 

در زمین در آسمان خویشتن آغاز کردم

 یافتم

 

آه، من بیهوده رفتم

در پی افسانه ها در کهکشان

در زمین،  در آسمان دیگران

 

کردگارم در حریم سینه ام

در میان راز هایم 

خفته بود

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش