دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 2 guests and no members online

ترا طلب دارم

ترا طلب دارم

که لحظه های خموش

مرا به سوی فنا

مرا به سوی زوال

مرا به سوی جنون و هراس می رانند

 

ترا طلب دارم

که این خموشی را

ز گرمی سخنت

ز غمزه های نگاه

ز عشوه های پیاپی

ز خنده های جنون آفرین لب هایت

به چنگ شور و نوا

به چنگ ولوله ها

به چنگ صحبت شوق و ترانه بسپارم

 

ترا طلب دارم

که من خمار می از جام لعل لب هایت

خمار عطر بناگوش

خمار سایه ی زلف

خمار پیچ و خمی های دشت آغوشت

خمار آنکه ندانی

خمار آن که ندانم

خمار هر دو یکم

 

ترا طلب دارم

ترا طلب دارم

که لحظه های خموش

مرا به سوی جنون و هراس می رانند  

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش