دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 2 guests and no members online

به پاس معرفت و آیین اهورایی

دلا به پاس خود و آه و رنج من برخیز

به پاس چهره ی زرد

به پاس گوهر چشم یتیم بی مادر

به پاس کودک این سرزمین رفته ز یاد

به پاس دیده ی خونبار مرد و زن برخیز

 

به پا چو سرو برآ از میان خار و گیاه

ستان ز چرخ و فلک داد خود به شور و به آه

درخش،  نور فشان

به پهنه های برون رفته از دل خورشید

دلا به پاس خویش

به پیشگاه سیاهی

به پیشگاه شام

چو کاوه در وطن و صبح در چمن برخیز

 

به پاس معرفت و آیین اهورایی

به پاس هوش و خرد، کردگار زیبایی

ازین زیاده زیاد است، بر تو رسوایی

برو دو باره هوای فراز کوه ها کن

بیا دوباره به نابود اهرمن برخیز

 

 

دلا به پاس من

دلا به پاس خویش

به پاس معرفت و آئین اهورایی

به پاس دیده ی خونبار مرد و زن برخیز

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش