دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 2 guests and no members online

ازیاد دل رفتم

به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم

و گر گفتم در آغوشت کند، از یاد دل رفتم

نفس بس پرفشانی کرد تا جایت به دل  گنجد

نفس بر شانه اش فریاد زد، کز ملک دل رفتم

 

دلم در چنگ گیسوی تو دارد میل جان کندن

زبانم جز به نامت لال گردد در سخن گفتن

روانم، فطرتم، روحم، وجودم کی کند یاری

اگر یادی کنم یک لحظه از یادت برون رفتن

 

نگاهت خرمن جانم به آتش می زند، هردم

بسان سبزه ی خشکیده از هجر رخت زردم

مرا در زندگیم خاک کردی نازنین، اما

مکش دامن امید وصل دارد ذره ی گردم

 

به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم    

و گر گفتم در آغوشت کند، از یاد دل رفتم

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش