دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 2 guests and no members online

به شاخ پیکره ی دفتر غزلهایم

 

شبی ز روی قضا

بر آسمان امیدم یکی ستاره درخشید

و پهنه های دلم را که تار بود از غم

ز نا امیدی ها

ز رنج تنهایی

ز خلوت شب ها،

به خنده های شکربار

به چشم عربده جو

به ساغر پر می

به واژه های پر از مهر و ناز و عشوه و عشق

چراغ ها کارید

 

بر آسمان امیدم

یکی ستاره درخشید

به شاخ پیکره ی دفتر غزلهایم

به چشمه ی طبعم، که خشک می گشتند

مژده ی بهار آورد

امید زندگی بخشید

 

شبی دگر ز قضا

گذار بخت فتاد، به آسمان دلم

 

ستاره ی مهرم

که نور الفت او  دست کشان بود به روحم

ز من به یغما برد

 

شبم دوباره به خلوت

دلم دوباره به رنج

پناه آور شد

 

و پیکر شادم 

 به دست غم افتاد

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش