دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 2 guests and no members online

ای موج ناله ی دل افسرده از غمم

 

ای مردم خوابیده ی من عیب شما نیست!؟

این همت پلید 

دیریست ره به فطرت مایان نمی برد

 

بی همتی از همت

بی غیرتی از ننگ است

 

ما که عمریست که این حلقه به گوش

ما که عمریست که این دام به پای

ما که عمریست درین خواب گران خفته ایم

 

آری، خوابیده مردمم

بی همتی از ما نیست

این همت پلید

دیریست ره به فطرت مایان نمی برد

 

من رانده از حقم

حق با شماست مردم من

باشماست حق

 

زود است هنوز هم 

که شور افگنیم ما

 

ای موج ناله ی دل افسرده از غمم

در دور بزدلان

در بزم رعیتان

آهسته پا بنه

 

بگذار فتنه را که بخوابد هنوز هم

بیدار گر شود

این همت پلید

دانم که راه جوست

 

این دخت بی حیا

در جستجوی آغوش مردانه می شود

 

بیدار گر شود

ترسم که آبروی کسی را ز رو برد

که این دخت بی حیا

شاید ز ما 

خواهش مردانگی کند!

 

آهسته پا بنه

ای موج ناله ی دل افسرده از غمم

 

کاین کوزه ی زمان

کاین ساغر بلوری ارمان مردمم

از هر میی بجز ز میی جُبن و بردگی

لبریز می شود

 

آهسته پا بنه

ای موج ناله ی دل افسرده از غمم 

در دور بزدلان

در بزم رعیتان

آهسته پا بنه

من ایرانم

گزیدهء سوم: پایان یک سکوت

برگردان شده از زبان های دیگر

گزیدهء دوم: بهار بیداری

گزیدهء یکم: موسم خموش