دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 3 guests and no members online

و روانم آبیی آبی

گرچه دوست داشتم دلم دریایی باشد و روانم آبیی آبی. و با آب الفتی نداشتم. می ترسیدم که مباد پنجهء‌ بی رحمش غرقم کند و خفه کند گلوی اندیشه هایم را. کشتی را دوست داشتم و به ساحل عشق می روزیدم، باری کشتی یگانه راهم بسوی نجات از چنگ آب بود. شگفت آور است، از وقتی با تو آشنا شده ام، دوست دارم پیوسته اندیشه ام را کانو بسازم و خودم را غرق در آغوشت.