دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 5 guests and no members online

او بر آن است که مرا ترک کند

او بر آن است که مرا ترک کند و من به ساده دلی اش می خندم. و اگر می دانست که چه داغی بر روانم گذاشته و بودنش تا کجایی هستی ام ریشه دوانیده است، خودش هم می خندید.  

من درکش می کنم!
چه بار ها که خودم به قصد ترک کردنم آستین بالا زدم. روان سرگردان و شوریده ام گاهی خودم را هم فزونی می کند. قول دادم که رهگیرش نمی شوم مگر قول نداد که با رفتنش خاطره هایم را به همان گونهء‌ که دلم را دزیده بود، بدزدد و ترکِ ترکم کند.  

گفتمش نگران نباشد!
وقتی ترکم کرد دلم در میدان نمی ماند چون سینه ام با تمام تنگی اش هنوز هزار دل شوریده را جا دارد.