دکلمه ها

Badakhshani on Facebook

We have 5 guests and no members online

از مرگ پدرم تا رهایی

وقتی سپهری »پشت سر خستگیء تاریخ است« را سرود، من هنوز جام شوکران اندیشدن را ننوشیده بودم. ورنه همان دم فریاد می زدم که نه: پشت سر تاریخ است، خستگی اش با ماست. و می نوشتم که چگونه خون این خستگی در رگ جوان ترین کودک فردا ها رخش می راند.  

و می سرودم: تنها رو به فردا نمودن و شعار فردا دوستی و امروز زیستی بسنده نمی کند. تا هرکه دلش برای آزادی می تپد را هشداری داده باشم که این رهایی را چه بهایی است. 

های آنانی که دست آورد دیگران را مایه افتخار و انگیزهء زیستن بر خویش تعریف کرده اید، بیایید تاریخ را به دار بزنیم و پدران پا در دیروزمان را بکُشیم. که تنها مرگ پدران تاریخ آفر می تواند فرزندان خستهء امروز و فردا را رهایی بخشد. و بدانیم که آنچه مایهء افتخار ماست به قمیت سرافگندگیء دیگری به دست آمده است.  

بیایید تاریخ را در پیکر پدران مان سنگسار کنیم و بیاموزیم این رسم نیک را بر کودکان مان!