روز باز آمدنی است
وهم نیست
نه نه
باوری است مرا
روز را دیده ام و زیسته ام
و توهم که خودک را زیر بوریا زده ای
می دانی
فکر کن!
چرت بزن!
یادت ار نیست نشانی دارم
مثل شب نیست، سپید است
ماه را نوکر نیست
جامه اش از خورشید
یادت است؟
وقتی او می آمد
و شب از همهمهء آمدنش
رنگ می باخت؟
بوم غاری می جست؟
سایه در زیر درخت پُت می شد؟
روز را زیسته ایم
گرچه شب آمده است و دلش رفتن نیست
ور زمان ساکت است
بگذارش که ساکت باشد
من زمان می گردم
می دوم تا دلش و تا پی شب
و در آن گوشه یکی فریادی
می برآرم
به کردار هزاران شبگیر
می درم دامن شومش و از آن چاک یکی پرچم را
می فرازم که سپهدار روز
عزم راسخ مرا
به تماشا خیزد
و جگرگاه پلید شب را
با یکی نیزه یی از سوز دلم پاره کنم
و بخوانم که بدان!
کز سپید جامه یی آزاده یی من زاده شدم
دار هم از سر من پابرجاست
و امیدم ز دل وحشی ترین جنگل سبز
روز را در جگرت زیسته ام
روز در من جاریست
روز باز آمدنی است
باورم کن
بخدا!
روز باز آمدنی است
پنجم می ۲۰۱۱
گاه: ۰۱:۵۰ شب
امستردم
پرخواننده ترین ها
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- من ایرانم
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
- آزادی
- من هر روز عاشق می شدم
- خدای پنهان
- بریزم لای پستانت
- پدرم دهقان مُرد
- تو کیستی که مرا خاک می کنی بر سر
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- گفت و گویم با میز
- ترا من دوست میدارم
- روزی در آغوش وحشی جنگل
- کودک و خدا
- کودکان سرزمین من
- روشنفکر کارا و ناکارا
- آنچه من گم کرده ام
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- چرا موسم خموش
تازه ترین ها
- روشنفکر کارا و ناکارا
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- کودکان سرزمین من
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- پدرم دهقان مُرد
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- مَلَخَک بر دل شاد تو درود
- خانه ام پشت در است
- باغ یک فاجعهء دوران است
- وقتی روی بازو هایم فرشت می کنم
- آنچه من گم کرده ام
- به گرمی مهر و به شادی نوای دریایی
- زیر چادر چشمی است
- زنخدان تا به پستانت
- شعر چیست؟
- روز باز آمدنی است
- به مرگ گاه شمار
- کاش گنگی بودم
- هیچکس مثل خدا تنها نیست