Follow me on Facebook

ما 2 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

زنخدان تا به پستانت

دو چشمت بسته بود و غرق بودی
در دو بازویم

زنخدانت، بناگوشت، گریبانت گواه بودند
وقتی دست هایم
بند گردیدند جفت سینه هایت را
لبانم را هوس از گردنت تا اوج پستانت فرومالید

چه می دانی؟
برو از داغ های پیکرت
از های و هویت پرس
تو وقتی در برم بودی
چه حالی داشتم
با پیچ و خم هایت

 

21 - 06 - 2011
گاه: 21:30 - در ریل