خانه ام پشت در است
خانه ام پشت در است
از سرک تا به سرک سالونم
و چراغ رهء آوارگی ام هیچگاه قرمز نیست
تخت خوابم لب آب
دل جنگل، دل باد
سنگ بالشت سرم
سبزه ها برخوابه
بسترآهنگ مرا سایهء برگ
نه کلیدی نه در و دیواری
نور خورشید به روز
و شب ار ابر ندزدد او را
نور مهتاب مرا مهمان است
باد، باران، سرما
دختر سبز بهار
نفس زرد خزان
همه در خانهء من جا دارند
و خودم سرگردان
نه کلیدی که دری باز کنم
نه اتاقی که خودم را بسپارم به سکوت
خانه ام پشت در است
امستردام - ۰۵ سپتمبر ۲۰۱۱
گاه: ۰۴:۰۰ شب
پرخواننده ترین ها
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- من ایرانم
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
- آزادی
- من هر روز عاشق می شدم
- خدای پنهان
- بریزم لای پستانت
- پدرم دهقان مُرد
- تو کیستی که مرا خاک می کنی بر سر
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- گفت و گویم با میز
- ترا من دوست میدارم
- روزی در آغوش وحشی جنگل
- کودک و خدا
- کودکان سرزمین من
- روشنفکر کارا و ناکارا
- آنچه من گم کرده ام
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- چرا موسم خموش
تازه ترین ها
- روشنفکر کارا و ناکارا
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- کودکان سرزمین من
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- پدرم دهقان مُرد
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- مَلَخَک بر دل شاد تو درود
- خانه ام پشت در است
- باغ یک فاجعهء دوران است
- وقتی روی بازو هایم فرشت می کنم
- آنچه من گم کرده ام
- به گرمی مهر و به شادی نوای دریایی
- زیر چادر چشمی است
- زنخدان تا به پستانت
- شعر چیست؟
- روز باز آمدنی است
- به مرگ گاه شمار
- کاش گنگی بودم
- هیچکس مثل خدا تنها نیست