من هر روز عاشق می شدم
من هر روز عاشق می شدم. به ویژه وقتی پدرم ماه به ماه برای خرید دو کیلو برنج و نیم کیلو روغن فروش ده ها سیر سبزی و ده ها درزه رشقه و شفتل را به دوشم می سپرد و روانهء بازارم می کرد. از فروشگاه سبزی و علف تا مندوی پنج دقیقه بیش نبود. مگر این درازترین راهی بود که می پیمودم. تمام آروز های کودکی ام را در همین مسیر به خاک سپرده بودم. گاهی نگاهم را به کفشی می دوختم و گاهی به جامه یی که چشمم از تماشایش سیری نداشت. شاید من عاشق ترین و بی پول ترین خریدار آن پاپوش و تنپوش ها بودم.
پس از فروش سبزی و علف سودایم را می خردیم و می رفتم تا عاشقانه شلغم پیاوه مادرم را به یاد شوربا ترین شوربای نخورده ام بخورم. چون آن دو کیلو برنج، حق مهمان روز مبادا بود.
پرخواننده ترین ها
- گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
- من هر روز عاشق می شدم
- من ایرانم
- آزادی
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- بریزم لای پستانت
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- کودکان سرزمین من
- به پیشگاه خجسته نوروز
- پدرم دهقان مُرد
- تو کیستی که مرا خاک می کنی بر سر
- روزی در آغوش وحشی جنگل
- خدای پنهان
- گفت و گویم با میز
- آنچه من گم کرده ام
- کودک و خدا
- ترا من دوست میدارم
- بهار چیست؟
- زیر چادر چشمی است
تازه ترین ها
- وجود دختر رز
- دلا به پاس خود و آه و رنج من برخيز
- آنکه با من نیست
- گذشت آنکه تو سرخیل دلبران بودی
- بهار چیست؟
- کوتاه سخنی در باره خودم
- پیام استاد رویین
- من و سهراب و مشیری عزیز
- به پیشگاه خجسته نوروز
- هی باز عاشق می شوم
- روشنفکر کارا و ناکارا
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- کودکان سرزمین من
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- پدرم دهقان مُرد
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- مَلَخَک بر دل شاد تو درود
- خانه ام پشت در است
- باغ یک فاجعهء دوران است