کودکان سرزمین من
وقتی کودکان سرزمین من با تسبیح سرما ذکر خدا را می لرزیدند، درِ سخاوت خدا بسته شد. مگر خدا در برابر تقدیر آفریده اش ناتوان تر از من است که سیه روزی ایشان را به بخت سیاه شان توجیه می کند؟ نفرین به مهر هم که به ما می نتابد او...
دیوانسرای مرکزی امستردام
۲۳ فیبوری ۲۰۱۲
دیوانسرای مرکزی امستردام
۲۳ فیبوری ۲۰۱۲
پرخواننده ترین ها
- گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
- من هر روز عاشق می شدم
- من ایرانم
- آزادی
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- بریزم لای پستانت
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- کودکان سرزمین من
- به پیشگاه خجسته نوروز
- پدرم دهقان مُرد
- تو کیستی که مرا خاک می کنی بر سر
- روزی در آغوش وحشی جنگل
- خدای پنهان
- گفت و گویم با میز
- آنچه من گم کرده ام
- کودک و خدا
- ترا من دوست میدارم
- بهار چیست؟
- زیر چادر چشمی است
تازه ترین ها
- وجود دختر رز
- دلا به پاس خود و آه و رنج من برخيز
- آنکه با من نیست
- گذشت آنکه تو سرخیل دلبران بودی
- بهار چیست؟
- کوتاه سخنی در باره خودم
- پیام استاد رویین
- من و سهراب و مشیری عزیز
- به پیشگاه خجسته نوروز
- هی باز عاشق می شوم
- روشنفکر کارا و ناکارا
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- کودکان سرزمین من
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- پدرم دهقان مُرد
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- مَلَخَک بر دل شاد تو درود
- خانه ام پشت در است
- باغ یک فاجعهء دوران است