گفت و گویم با میز
روزگاری از خاموشی در گریز بودم. نمی دانم چرا؟ شاید برای آنکه به معنی درست شور پی نبرده بودم و یا اینکه در دریافت خاموشی پای فکرم لنگیده بود. همه شورزا بودم و شور خواه. گر خاموشی تاریکی بود من روشنی می شدم و اگر سکوت من نوا و اگر آتش من آب و گر سرد من مهرآلود.
روزگاری شد که دلم برای شور و غوغا هم جای نداشت. دوست داشتم پیوسته به خاموشی پناه ببرم ولی غرور شور پرست رهگیرم می شد. همه را ترک کردم. عشق را کُشتم، دوست را پدرود کردم و خود را به خانهء سپردم که آغوش چهار دیوارش مگر برای من جا نداشت. و آنگاه بود که پایم در ترک خودم می لرزید و تا بی نهایتم فرزندان زبان اندیشه های طاقت فرسایی را قلم می زدند که پایانش را جان بها بود.
برآن شدم که هرچه از ذات زبان در من پیداست یکباره روی کاغذی بریزم و خودم را رهایی بخشم. سپید برگی را روی میزم گذاشتم و درِ اندیشه را گشودم تا فرزندان ددمنُش زبان سرازیر شوند و بدوند تا نهایت آن برگ که مگر سپیدی اش گناهی نداشت.
خامه زیر دست من و برگ زیر او در لرزه بود، و در میز سکوتی کام می راند، که آرزوی داشتن اش را روزگاری چشم به راه بودم. و پس پرسیدمش که چگونه می تواند گواه این همه بیداد در من باشد و خاموش نیز؟
نوایی کشید که من درختی بودم، سبز و بارور. و زادهء جنگلی بودم، سبز کردار و سبز پندار. دست پلیدی نجاری مرا گرفتار این در و دیوار کرده است. مگر نمی بینی که میخ های کوفته اش تا کجای روانم ریشته دوانیده اند؟ مگر نمی بینی که از هزاران پای سبز همین چهار خشکیده به یادگار دارم؟ مگر دست و پا بریده یی را آرام است؟ کدامین سکوت را جویایی؟ برو نجار را بکُش تا دیگر پیکر مرا میخ نکوبد و روان تو را واژه باران نکند. که تا این نجار زنده است، نه درختی را رهایی است و نه روانی را.
دوازدهم اپریل ۲۰۱۱ - دانشگاه آزاد امستردم
پرخواننده ترین ها
- گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
- من هر روز عاشق می شدم
- من ایرانم
- آزادی
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- بریزم لای پستانت
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- کودکان سرزمین من
- به پیشگاه خجسته نوروز
- پدرم دهقان مُرد
- تو کیستی که مرا خاک می کنی بر سر
- روزی در آغوش وحشی جنگل
- خدای پنهان
- گفت و گویم با میز
- آنچه من گم کرده ام
- کودک و خدا
- ترا من دوست میدارم
- بهار چیست؟
- زیر چادر چشمی است
تازه ترین ها
- وجود دختر رز
- دلا به پاس خود و آه و رنج من برخيز
- آنکه با من نیست
- گذشت آنکه تو سرخیل دلبران بودی
- بهار چیست؟
- کوتاه سخنی در باره خودم
- پیام استاد رویین
- من و سهراب و مشیری عزیز
- به پیشگاه خجسته نوروز
- هی باز عاشق می شوم
- روشنفکر کارا و ناکارا
- غرورم سرود مرگش را می خواند وقتی به گدایی برخاستم
- کودکان سرزمین من
- وقتی نبودنت بغض گلویم می شود
- پدرم دهقان مُرد
- پیمان استراتژیک افغانستان با بریتانیا
- مادرم مُرد، مگر ایستاده و بی باک
- مَلَخَک بر دل شاد تو درود
- خانه ام پشت در است
- باغ یک فاجعهء دوران است