دو صد برگ دلتنگی: نقدی بر شعر عاصف حسینی

شام شنبه یازدهم ماه می ۲۰۱۳ ترسایی است. کتابخانهٔ دانشگاه بسته شد و با آن‌که پایم به سوی خانه نمی‌کشید، داستان «گیلگمش» که در تلفنم بود و از شنیدنش سیر نمی‌شوم را روشن کردم و روانهٔ خانه شدم. پیش از آنکه «انکیدو» را خدایان به …

و آن جبر غبار بر تاریخ

در این نبشته می‌خواهم کوتاه سخنی در باب اثر ارزندهٔ زنده یاد میر غلام محمد غبار «افغانستان در مسیر تاریخ» داشته باشم. نخست می‌پذیرم که غبار و اندیشمندان همدروه‌اش در موسم ناگوار سیاسی به سر می‌بردند و نوشتن چنین اثری با ممکن محدود آن دوره …

خط مرزی دیورند و دشمنی با پاکستان

هرگاه بحث دیورند دوباره دامن‌زده می‌شود، پرسش‌های فراوانی در ذهنم قد می‌کشند. آیا خط دیورند بر ما تحمیل شد و اگر چنین است یگانه خط تحمیل شده است؟ بحث دیورند چه وقت آغاز می‌شود؟ چرا دیورند یگانه معاهدهٔ بحث‌برانگیز است؟ پیش از این‌که این پرسش‌ها …

از پارسی خراسانی تا دری اوغانستانی

ده پانزده سال گذشته برخی رویداد‌های شوم و برخاسته از روان‌هایی تیره و تعصب‌زده پی‌آمدهای نیکی داشتند. به عبارت دیگر اگر کریم خرم (وزیر پیشین فرهنگ) محمد اسماعیل یون (نویسندهٔ سقاوی دوم)، انورالحق احدی (رهبر حزب افغان‌ملت) و امروز خانم مینه بکتاش نمی‌بودند، ما هیچگاهی …

دین خویی و تمدن‌زدگی تاجیکان

دین‌خویی و تمدن‌زدگی تاجیکان یکی از دوستان هالندی‌ام که دکترا در فرهنگ و سیاست چین دارد و پیوسته نگران نفوذ چین در آسیا و بویژه اوغانستان است، پگاهی از من پرسید که چند پارچگی تاجیکان اوغانستان از کجا آب می‌خورد و چرا نتوانسته‌ایم مانند پشتون‌ها …

ساعت

  ساعتدَروگری که رنگ موهایم را می‌دزددساعتدست ناشسته‌ییبر تن غوره‌انگورهایی که حسرت شراب‌شدن راروی کباب می‌پاشندساعت رهروی سگ‌جانساعتعقربه‌زاری طراوت‌آشام رابعه* می‌گوید به ثانیه‌گرد رحم نکنمبدزدم گام‌های کوچکش را و «دوازده» را جای «سه» «شش» را جای «نُه» بگذارم تا عقربه‌ها هوش‌پرک شوند و‌ راه زمان را گم کنند صِوَر* می‌گوید شاید اینگونهتابستان دیرتر …

بدخشان

همچون قاصدکی که به دست باد می‌افتد بدخشان سرش را به در و بام شهری می‌کوبد که با کُتل‌خویی‌اش ناآشناست بدخشان با تار جهان‌شهروندی خودش را دروغ بزرگی بافته است تا مانند سگان دود به تن کابل زیر هر سایه و جوی خاک‌به‌کامی بتواند وطن …